تبليغاتX
وبلاگ انجمن ادبی توتم
وبلاگ انجمن ادبی توتم
گزارش اولین جلسه از جلسات نقد ماه توتم
این جلسه که با همکاری خانه ی تشکل های غیر دولتی استان قزوین برگزار می گردد درست در روزی برگزار شد که مصادف بود با بزرگداشت جکیم ابوالقاسم فردوسی که به همین دلیل با سخنرانی اسفندیار علیجانی پیرامون شاهنامه و برداشت هایی که اکنون یعنی در سال 1386 می توان از آن کرد آغاز شد که حدودا 20 دقیقه از وقت جلسه را به خود اختصاص داد و پس از آن باز هم بحث همیشگی توتم پیرامون شعر امروز آغاز شد که با حضور میهمان جلسه یعنی محمد اسماعیل حبیبی کار خود را آغاز کرد .اسماعیل حبیبی از شاعران خوب گیلان است که تا کنون مجموعه ای تحت عنوان تسلیت به خودم از او منتشر شده و یک مجموعه تحت عنوان جمهوری اندوه را نیز در دست چاپ دارد . حبیبی در جواب سوال مجری برنامه پیرامون شعر امروز گفت : شعر امروز ایران نه آنکه پس از دهه های سی و چهل و پنجاه حرکتی دیگرگون و مستحکم نداشته بلکه هنوز خود را درگیر زبان و هنجارهای شکل گرفته در آن می داند که این خود از عوامل واماندگی و یا به قولی ماندگاری شاعران در یک حرکت افقی و نه عمودی است . لازم به ذکر است که این جلسه آنقدر هم وارد بحث های تخصصی نشد و در ادامه اسماعیل جبیبی با ارائه ی چند اثر از آثارش حاضران را نوازش کرد . در ادامه شاعران توتم نیز به ارائه ی آثار شان پرداختند که در زیر می توانید به نمونه هایی از این آثارنظر بیاندازید . شعرهایی از اسماعیل حبیبی میهمان جلسه را تقدیم تان می کنیم .

 گفتنی است جلسات نقد ماه توتم چهارشنبه های آخر هر ماه در خانه تشکل های غیر دولتی قزوین با حضور شاعران مطرح استان برگزار خواهد شد و حضور برای عموم آزاد می باشد.                                         

 

                                                          

 

دو شعر از محمد اسماعیل حبیبی

1 )

چرا تو این همه رفته ای !

چقدر بیایم و هی

ببینم که نامت یادم هست ؟

این روزها

دنبال یک عبارتم

که دست از سرم بردارد

که دست ... های تو اینجاست

تو بودی که بود

نیستی که نیست

چرا تو این همه رفته ای

چقدر ...

 

2 )

ما قدمت هم بودیم

خزه بودیم بر گلستان های باستان

یکی دلی که می شنود

یکی دلی که می بیند

ما غریبه ی هم بودیم

نزدیک شعر

قدیم اندک اما    نزدیک و دور بود

 

 

چه مهربانی تلخی

چه سایبان تندی

چه منی

چه تویی

 

 

دلم برای تو تنگ می شود.

 

 

شعری از مرتضی حسینی

ساحل عرقش را شهوتناک

خالی می کند در تراکم پاهایم

آکنه های سفید نشسته بر تن ساحل

این بطری

نه با دریا می رود

نه ساحل می خواندش .

 

شعری از فرشته خلیلی

 

نشانی ات را به کدام بهار داده ای

من از بهار

یک سر و گردن سبز ترم

کمی از اینکه تو را می خواستم

                                       بزرگترم

زمین را رقص بیار !

تنِ شیشه ایِ مردی که می ترکد از این هوای غیر مجاز

مچاله در قلم های نابجام

که از تو کج می نویسند و از من کج می روند

زمین برای رقصت آهنگ می زند

با دخترانی که هر نگاه شان

                                     تو را لک می زند .

 

شعری از یاسمین حشدری

 

عرق پیشانی ام طلسم شکستن ایهام این جانوران را بر جای جای تنم نقش می زند

ستاره ام را به هیچ کس پیش کش نه

دنبال خطوط خاطراتم نه ، نگردید

بر هم گذاشته ام تا خواب دیدگیِ هزار پرنده ی نا ممکن را

از پستان هایشان که شیر می شوند قلقلک دهم

هرم عجیبی لای موهایم کشیده می شود

اما بریدگی چشم در چشم صداهای سنجاقی اجاقم را کور می کند

کور تا کثافت این همه کرم

که از نگاه تغذیه می کنند

نگاه کرده به بیهودگیِ پایی که زمین افتادگی اش را ترسیم می کند .

 

 

 

+ نگاشته شده شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:48 توسط توتم |