تبليغاتX
وبلاگ انجمن ادبی توتم
وبلاگ انجمن ادبی توتم
سلامی دوباره
 

بعد از سیزده روز تعطیلی و نبودن بچه های توتم روز چهارشنبه ای همه رو دیدیم ... فضای خوبی بود خیلی ها بودند . خیلی ها هم شعر خوندن ...که از بین همه کسانی که شعر خونند کار قنبرلو

بیشتر به چشم اومد شاید چون بهترین شعری بود که تو انجمن خوند ... همه توتمی ها تو اولین چهارشنبه سال نویی از پیشرفتش کلی ذوق کردند .

برای این پست دو تا کار از بچه های توتم دارم یکی از سعید عاشقی و دومی از نرگس حسینقلی

آقای عاشقی رو تو پست های قبل معرفی کردم ... شعرهای ایشون رو می تونید تو وبلاگ شعر بخونید ..

در مورد نرگس حسینقلی هم باید بگم تازگی ها لیسانس ادبیات گرفته و بعد از کلی غزل گفتن داره فضای شعر سپید رو هم امتحان می کنه... زبان و فرم خاص خودشو داره و حرفش رو به راحتی توی شعراش می زنه میشه گفت  از اون دسته از شاعراس که مخاطب زیاد با شعراش مشکلی نداره و با فکر شاعر کنار می یاد .

توتم برای نرگس حسینقلی و سعید عاشقی آرزوی روزهای شعری رو داره...

راستی تو این سال جدیدی وبلاگ توتم قول میده که زود به زود به روز شه ...

و اما شعر:

تو اخم می کنی و من همیشه می خندم

تو نذر می کنی و من دخیل می بندم

تو دور می شوی و می روی به دریاها

تو دور می شوی و ... من هنوز پابندم

فرار می کنی از من ... چقدر می ترسی

نترس خوشگلک من – نترس دلبندم

خیال می کنی آیا روانی ام ؟ شاید

خیال می کنم اما – نه شرط می بندم

که اشتباه گرفتی مرا به جای خودت

چه اشتباه بزرگی که ...می شناسندم

عمیق می شوم حالا به عکس و آیینه

چقدر شکل منی تو که بی همانندم

***

سه سال می شود حالا که رفته ای امروز

سه سال می شود آری که بی تو جان کندم

 

شاعر: سعید عاشقی


***

می بینمت که ساده فرومانده ای به رف

از نقش ها و پیکره های کشیده صف

چشمت سکوت و سادگی ازآسمان گرفت

اما دلت که همهمه از آتش است و تَف

یک لحظه سر بلند زنقشی که می کشی

یک لحظه سر به زیر به کوتاهی علف

مثل منی، تو جمع تمام تضادها

شاید منم شبیه تو، یک کودک خلف

ای آینه، طلوع مرا قاب کن بیا

از رف به سوی قاب خیالات بی هدف

 

شاعر:نرگس حسینقلی

 

+ نگاشته شده دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 22:13 توسط توتم |