تبليغاتX
وبلاگ انجمن ادبی توتم
وبلاگ انجمن ادبی توتم
توتم در ماسوله

در کنار فعالیت اصلی انجمن ادبی توتم، یعنی پرداختن به مقوله شعر، به عنوان یک حرکت جانبی در تاریخ 1/3/88   مسافرت یک روز ای به مقصد روستای زیبای ماسوله تدارک دیده شد.

اتوبوس اگر چه با تاخیر، ولی به هرحال در ساعت 8 از قزوین خارج گشت و در حدود ساعت 11 به منجیل رسید. به درخواست دوستان توقف کوتاهی  در کنار سد منجیل در برنامه گنجانیده شد. به برکت بارندگی های فصل پاییز، سپیدرود جانی دوباره گرفته بود و عرض اندام می کرد. پس از درنگی در آن جا، هم سفر با سپیدرود توتم نیز قصد دریا کرد...

نزدیک ساعت 12 ظهر کشتی توتم در بندرگاه انزلی لنگر انداخت تا شرایط برای اقامه ی نماز و صرف غذا مهیا شود.

پس از دل کندن از دریا کاروان به سمت روستای ماسوله راهی شد. در عصر جمعه ی بهاری، اتوبوس مسافرانش را در میان خانه های پله پله ی ماسوله پیاده کرد. گروه پس از گرفتن عکس یادگاری، به گشت زنی در روستا پرداختند.

در نهایت اتوبوس در ساعت 1 بامداد به قزوین رسید.

با توجه به دیروقت بودن، سواره ها پیاده ها را تنها نگذاشتند و کسانی که وسیله ی نقلیه ای داشتند برای رساندن دیگر دوستان به مقصد کمر همت بستند تا بار دیگر شاهد یک دلی و اتحاد اعضای انجمن ادبی توتم باشیم.

جا دارد در همین جا از کلیه ی عزیزانی که در انجام هر چه بهتر این مسافرت ما را یاری نمودند، کمال تشکر و قدردانی را داشته باشیم.

+ نگاشته شده یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 19:56 توسط توتم |
سرم قالیچه ایست که ...
سرم

قالیچه ایست

که طرح اندام تو را دارد

تا کی ببافم ات؟

تا کی سرفه

هر لحظه

کسی

مرا گره می زند

به نا کجا

کجای قبله بیاویزم ات

که سرم

سرطانیست

در تحمل اندام ات

تا کی ببافم ات؟

                                              مهدی ترمشیر

+ نگاشته شده پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 14:44 توسط توتم |
توتم در محل جدید

سال نو مبارک

همزمان با آغازسال جدید، انجمن ادبی توتم جلسات کارگاهی خود را در محل جدید برگزار می نماید.

علاقمندان جهت شرکت در این جلسات می توانند در روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۸ الی ۲۰ به آدرس:قزوین ـ خیابان مولوی ـ روبروی مسجد شهید ثالث - کوچه دیمج - ۱۰۰ متر داخل کوچه - گرمابه تاریخی سرگل(گرمابه حاج میرحسن) مراجعه فرمایند.

چشم به راه قدم های سبز شما هستیم

+ نگاشته شده چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 0:6 توسط توتم |
گاهنامه

شماره جدید گاهنامه توتم منتشر شد

علاقمندان می توانند چهارشنبه ۲۱ اسفند با حضور در جلسه هفتگی توتم واقع در خانه فرهنگ نواب(۶تا۸شب) نسبت به تهیه آن اقدام نمایند.

(ضمنا چهارشنبه ۲۱ اسفند، جلسه خداحافظی توتم با سال ۱۳۸۷ می باشد)

+ نگاشته شده یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:0 توسط توتم |
سالگرد فروغ فرخ زاد

... اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوش بخت بنگرم
                                                                     «فروغ فرخزاد»
 
         در روز پنج شنبه 24/11/87 مصادف با سالروز در گذشت فروغ شعر ایران، چراغ به دست دریچه قلبهایمان را رو به ظهیر الدوله گشودیم.

 
  
         در سفر یک روزه­ای که به همت انجمن ادبی توتم شکل گرفته بود؛ جمعی از دوستداران فروغ فرخزاد از قزوین به سمت ظهیر الدوله آرامگاه ابدی فروغ در تهران حرکت کردند.  همچون هر سال مراسمی بر سر مزار فروغ فرخزاد بر پا شده بود که مردم از دور و نزدیک برای شرکت در آن خود را به   ظهیر الدوله رسانیده بودند.
مراسمی کم فروغ تر از قبل!! حتی سیستم صوتی نیز برای شعر خوانی شاعرانی که آنجا حضور به هم رسانیده بودند در نظر گرفته نشده بود؛ این در حالی بود که برای ورود به ظهیر الدوله گروهی که هویّت آنها نامشخص می نمود اقدام به جمع آوری پول تحت عنوان ورودی یا کمک مالی در راه رضای فروغ !!!! می­کردند. (به ازای هر نفر هزار تومان)
به هر ترتیب تعدادی از شاعران توتمی هم اقدام به شعر­خوانی نمودند که از این بین می توان به نفراتی همچون آقایان سعید عاشقی، سید محمد بهره بردار، عیسی اسدی و خانم مریم بامدادی اشاره داشت.


در انتها جلسه  عکس هایی به صورت گروهی و انفرادی گرفته شد که علاقه مندان می توانند برای تهیه ی آن ها به آقای مصطفی حاجی خانی مراجعه فرمایند.

در همین جا از خانم کریمی، آقایان افخمی و گمرک چی و دیگر دوستان عکاس که به عنوان میهمان از انجمن عکاسی همراه ما بودند و به ثبت لحظات پر خاطره ی سفر، از نگاه دوربین خود می پرداختند، نهایت تشکر و قدردانی را داریم. به امید همراهی این دوستان در سفرهای دیگر.

 

نا گفته نماند که قبل از حرکت به سمت ظهیر الدوله، همچو سالهای قبل در امام زاده طاهر کرج درنگی نمودیم تا عرض ادبی به پیشگاه شاملوی بزرگ و دیگر هنرمندان که در آنجا به خاک سپرده شده اند داشته باشیم .
روحشان شاد

+ نگاشته شده چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 2:46 توسط توتم |
فراخوان

 انتشار شماره ی بعدی فصل نامه ی توتم


به این وسیله از توتمی ها دعوت می شود جهت همکاری در شماره ی بعدی فصل نامه ی توتم،  اشعار ، مقالات و دیگر نوشته های ادبی خود را  هر چه سریع تر به دست ما برسانند.

 

پذیرش آثار شما به یکی از  روش های زیر امکان پذیر است :

     ۱ - ارسال از طریق پست الکترونیکی به آدرس :

totamqazvin@gmail.com

     ۲ - تحویل آثار به صورت تایپ و پرینت شده و یا با خطی خوانا به یکی از اعضای شورای مرکزی توتم

 

 توجه :

  •  ترجیحا از پست الکترونیکی برای ارسال آثار خود استفاده نمایید.
  •  در پست الکترونیکی  یا نوشته ی مکتوب خود، نام ، نام خانوادگی و شماره تماس خود  را حتما ذکر نمایید.
  • حداکثر ۳ اثر از هر نفر پذیرفته می شود.
  • آخرین مهلت ارسال و یا تحویل آثار ۱۵ بهمن خواهد بود.(این تاریخ به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد)
+ نگاشته شده جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 5:13 توسط توتم |
انتخابات توتم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در تاریخ ۶/۹/۸۷ انتخابات شورای مرکزی توتم برگزار شد و سکان داری انجمن به دلسوختگان سپرده شد.

طی این انتخابات نفرات زیر به عنوان اعضای شورای مرکزی منصوب شدند.

آقای محمد شفیعی فر(دبیر انجمن)

آقای مصطفی حاجی خانی

آقای حمیدرضا عباسی

آقای مرتضی حسینی

خانم سحر ذینلی

همچنین از زحمات آقای مهران حسینی، دبیر پیشین انجمن تشکر به عمل آمد.

 

+ نگاشته شده یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:34 توسط توتم |
پست جدید
با سلام

به عنوان یک حرکت ادبی خوب در راستای فعالیت های گذشته ی انجمن ادبی توتم که ایجاد تعامل ادبی با دیگر استانها بوده است در یک سفر ادبی به استان گیلان تعدادی از اعضای انجمن ادبی توتم ( آقایان : سعید عاشقی ، هادی باباقصابها، محمد شفیعی و مهران حسینی ) در انجمن شعر خانه ی فرهنگ گیلان با حضور علیرضا پنجه ای ، آقای حبیبی و به دعوت اسماعیل مهرانفر دبیر اسبق توتم حضور یافتند که در این جلسه علاوه بر شعر خوانی میزبانان و میهمانان، جلسه به نقد و بررسی آثار یکی از اعضای خانه ی فرهنگ به نام خانم نازنین تنهایی اختصاص یافت و صحبت های گسترده ای پیرامون نقاط قوت و ضعف آثار وی مطرح گردید. ضمنا این سفر علاوه بر بار ادبی خود در ادامه به نوعی سفر تفریحی ادبی نیز تبدیل گردید .

انجمن ادبی توتم امیدوار است با تداوم چنین سفرهایی به ایجاد فضاهای مناسب برای گسترش روابط ادبی بین استانهای مختلف و منافع حاصل از آن که به پیشرفت بیشتر منجر میشود کمک نماید .

+ نگاشته شده یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:20 توسط توتم |
نقد ماه

با سلام

 

پنجمین نشست نقد وبررسی « نقد ماه » کانون ادبی توتم با همکاری سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری قزوین روز چهارشنبه ۳۰ مردادماه امسال در ساعت 18 در فرهنگسرای شهید رجایی قزوین برگزار شد.

مهمان نقدماه توتم « شهرام میرزایی » شاعر معاصر بود که یک روز را در میان شاعران قزوینی سپری کرد.  

در اين جلسه رحیم سلیمانی، شاعر جوان قزويني درباره شعر شهرام میرزایی گفت: "تحصیلات آکادمیک شهرام یکی از نکات مثبت در کارهای اوست که امروزه کمتر با چنین چیزی برخورد داریم. اگر او فوق لیسانس ادبیات را هم نداشت باز ما با شاعری خوب و خوش قریحه رو به رو می شدیم چون شعر در ذات و در رگ وخون میرزایی در جریان است هر چند که در خیلی از جاها سواد وتحصیلات او به کمکش آمده است اما در بعضی دیگر از مواقع همین تحصیلات آکادمیک ذهن شاعر را تعدیل کرده است و استفاده از قید وبندهای ادبی جلوی پرواز شاعرانه او را گرفته است."

سلیمانی ادامه داد:"قائم بالذات بودن شعرهای میرزایی نکته مهم ومثبت كارهاي اوست. همچنين، استفاده از زبان آلكايي يا باستاني در كنار زبان محاوره‌اي يا عامي وجهی مثل حرز ـ یل ـ رحمت رساد شیخ را ،در کنار کلماتی چون : کفتر ـ چارشنبه ـ تُک ـ زنیکه ـ گنجیشک و.... .از جمله موارد مثبت و مختص كارهاي اين شاعر است به طوري كه با شكل روایت در کارهای او بسیار مواجه هستیم .

وي یکی دیگر از شگردهای زبانی شعر شهرام ميرزايي را تکرار بعضی از کلمات در اول ابیات ، سطرهای اولیه ، کلمات اولیه ، مثل شعر « هلیا جان » یا « دل من قصد خودکشی دارد  عنوان كرد و افزود: اين تكرارها مهمترین چیزی است که شعرهای او را زمزمه پذیر و جذاب کرده است.

سلیمانی معتقد است که « شهرام میرزایی استفاده از دیالوگ و مونولوگ را در كارهايش در حد منطقی رعایت کرده است كه اين نكته به بعضي از خطاب‌ها مثل" حوای مینیاتوری گیس گندمی ، ای اشتیاق باکره و.." نيز مربوط مي‌شود.

شاعر كتاب در ابتدای همیشه، اظهار كرد:  شهرام میرزایی توانسته است ترکیب های جدیدی را  مثل : سفالی زندان عمو زنجیر باف موهات ـ خود زنی زیر تیغ ابروهات  و.... را وارد شعر كند كه اين امر از نکات مثبت در کارهای اوست.»

سليماني با اشاره به اين كه وجود تصاویر بدیع در شعر میرزایی نظر خواننده را جلب وبه او رغبت مطالعه میدهد، اضافه كرد: سطرهايي مثل" تو در ردیف پیراهن ، دکمه های گلوله می دوزی..." از جمله سطرهاي دلنشين در كارهاي ميرزايي است.

به گفته سليماني، استفاده از تکنیک ردالمطلع یا شروع کار در پایان در کارهای او بسیار رایج است همچنين، هنجار گریزی های لفظی و معنوی به وفور در شعرهايش پیدا می شود و اين در حالي است كه تأویل پذیری در کار او با رگه های طنز در قالب تغزلی و بسامد بالای اسطوره در کار و تنوع آن مانند سطر"هیچ چاهکن آن سال یوسفی نگرفت ـ و توی معده اش انداخت چاه ، قر قره را ...."از ويژگي‌هاي شعر شهرام ميرزايي است.  

به گزارش روابط عمومي انجمن ادبي توتم، در ادامه اين مراسم، حاجی خانی، زهرا دوستی، سعید عاشقی، مجید لواف ، محمد شفیعی، سحرزینلی، محمد بهره بردار یاسرقنبرلو،  خانم زینب معصوم خانی،  هادی بابا قصابها، مرتضی نوروزی،قافله باشی، مهران حسینی به شعرخواني پرداختند.

همچنين سید مرتضی حسینی نيز به نقد اشعار شهرام ميرزايي پرداخت و در آخر شهرام میرزایی، درباره نقدهاي صورت گرفته درباره شعرهایش مطالبي را ارائه و شاعران قزويني را مهمان چند شعر كرد.

گفتني است در پايان اعضای انجمن ادبی توتم به رسم یادبود هدیه ای را به شهرام میرزایی ـ  سعید عاشقی و مهری جلیلوند اهدا کردند.

 *

بیوگرافی شهرام میرزایی:

 

شهرام میرزایی متولد سال 1356 شهرستان خوی از آذربایجان غربی است . کارشناس ارسد ادبیات ، از غزلسرایان جوان و برجسته معاصر است که می توان با نگاهی به اثارش از پیشروان غزل امروز به حساب آورد.

وی سرودن شعر را از سال اول راهنمایی آغاز کرد و با علاقه ای که به حافظ وشهریار داشت به این راه ادامه داد. در سال های بعد با ادامه تحصیل در رشته زبان وادبیات فارسی در دانشگاه به تلفیق خوبی از حس شاعرانه و سواد آکادمیک دست یافت.

میرزایی موضوع پایان نامه خود را به شرح 30 غزل از بیدل دهلوی اختصاص داد.

از وی تاکنون مجموعه ای به چاپ نرسیده است ولی در حال حاضر مجموعه های « سکسکه های یک مست » و « بد ترکیب » را در دست چاپ دارد.

میرزایی هم اکنون نایب رئیس انجمن ادبی دانش و هم چنین موسس ودبیر انجمن ادبی بیدل است.

 

*

و این هم شعری از شهرام میرزایی

 

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد

از شکل های داخل فنجان شروع شد

می آمدی و بافه ی گیسو به دست باد

و عشق از این فضای پریشان شروع شد

گنجشک تو شدم، همه ی جفت بازی ام

از سیم های لخت خیابان شروع شد

ـ رحمت رساد شیخ اجل را ـ که بوسه مان

از باب " عشق وشور " گلستان شروع شد

پرسه شدی به باد، هوا گرد باد شد

بوسه زدی به ابر، و باران شروع شد

حوای مینیاتوری گیس گندمی!

از هیکل تو شوخی شیطان شروع شد

 

راضی شدیم مثل دوتا گل به خاک هم

پیوند ریشه ها ، ته گلدان شروع شد

تو نور و آب خوردی ومن غصه ی تو را

در تو شکوفه های فراوان شروع شد

 

پژمرده بودم از خود و لاغر، هرس شدم ـ

_ از تو( هوا وخاک )، وشب گریه هام در

گلدان نه ـ این سفالی زندان ـ شروع شد

 

گفتی بهار می رسد و می رسم به تو

اما بهار رفت و زمستان شروع شد

 

بگذر از این بهار که نارس رسیده است

گنجشک کشته است و کرکس رسیده است

 

بگذر از این بهار شکوفه فروش نحس

از خون لاله ، شیک و ملبس رسیده است

 

بگذر از این بهارکه یک بار جا نشد

گلدان خاک پوش مرا. پس رسیده است ـ

ـ داغ مرا شکوفه دهد ، تازه تر کند؟!

 

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد

از "دور بوسه دادن پنهان " شروع شد

نه فال و نه کتاب خدا ، سرنوشت ما

از شکل های داخل فنجان شروع شد

 

منبع : MAJID-HESAM.BLOGFA.COM

با تشکر از آقای آهنی و آقای لواف!!!!!

 

+ نگاشته شده یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:56 توسط توتم |
...
آزمایشی ...
+ نگاشته شده یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:48 توسط توتم |